زمان جاری : جمعه 01 بهمن 1395 - 3:01 قبل از ظهر
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم


سلام مهمان گرامي؛
مهمان گرامي، براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد


آیا میدانید؟ ایا میدانید :






تعداد بازدید 770
نویسنده پیام
konkkoori95 آفلاین



ارسال‌ها : 150
عضویت: 8 /1 /1394
محل زندگی: تهران
سن: 18
تشکرها : 15
تشکر شده : 30
قهرمانان پیشرفت / از رتبه‌ی چهاررقمی پارسال تا رتبه‌ی 60 امسال
گفت‌وگو با محمد فرجی، رتبه‌ی 60 تجربی منطقه‌ی 3 از هشترود لطفاً خودت را معرفی کن.

من محمد فرجی، رتبه‌ی 60 تجربی منطقه‌ی 3 در کنکور 95 و رتبه‌ی 1825 سال 94 از هشترود هستم و اکنون در دانشگاه تبریز در رشته‌ی پزشکی تحصیل می‌کنم.

شهر هشترود به لحاظ امکانات آموزشی از جمله شهر‌های کم‌برخوردار است. تأثیر این فضا در زندگی و تحصیل چگونه است؟
من از مقطع راهنمایی با دوستانی هم‌دوره بودم که رقابت خوبی با هم داشتیم و معلمان از ما راضی بودند. من اهل روستای خورجستان هستم و اول راهنمایی از نظر آموزشی خیلی ضعیف بودم اما تلاش کردم تا در دبیرستان در مدرسه‌ی نمونه‌دولتی قبول شوم و همیشه جزء نفرات ممتاز کلاس بودم. اتفاقاً یکی از عوامل موفقیت من همین محرومیت بود. خانواده‌ام خیلی پیگیر بودند و نتیجه‌ام برای آن‌ها مهم بود. من هم بدون توجه به کمبود امکانات، تلاشم را چند برابر کرده بودم و حتی کتاب‌هایی تهیه کرده بودم که از سطح من بالاتر بود.
از خانواده‌ات بگو.
پدرم کارمند آموزش و پروش بودند و در سال 80 بر اثر تصادف از دنیا رفتند. مادرم هم خانه‌دار هستند. من دو خواهر بزرگ‌تر از خودم دارم که یکی مهندس بهداشت محیط است و دیگری دبیر فیزیک است.

دکتر هشترودی یکی از بزرگان دیار شماست. کدا‌م‌یک از ویژگی‌ها ایشان تو را تحت تأثیر قرار داد؟ایشان به دور از حاشیه‌ها فقط به کاری که می‌خواست انجام دهد فکر می‌کرد.



سال 94 که در کنکور شرکت کردی رتبه‌ی 1825 آوردی. چه شد که دوباره در کنکور 95 شرکت کردی؟

وقتی نتایج آمد برایم غیر منتظره بود و انتظارم رتبه‌ای زیر 500 بود. سؤالات فیزیک خیلی سخت بود و مرا غافلگیر کرد. در سؤالات زیست به جواب‌ها شک داشتم بنابراین تصمیم گرفتم وقت را به سؤالات فیزیک بدهم که با اعداد و ارقام سروکار دارد؛ اما در فیزیک هم در دام سؤالات افتادم و خیلی غلط زده بودم. من متوجه شدم روش‌هایم برای خواندن درس‌ها اشتباه بوده است. مثلاً در شیمی به نمره‌ی 60 قانع شده بودم و مسائل آن را اصلاً حل نمی‌کردم. من درواقع به عمق مطلب نمی‌رفتم و به یک درصد خاص قانع می‌شدم. من روزهایی که به مدرسه می‌رفتم 7 ساعت و روزهای تعطیل 12 ساعت درس می‌خواندم. عدم موفقیت من به این برمی‌گردد که نتوانستم در سال کنکور تجربیات لازم را برای جلسه‌ی کنکور به دست بیاورم و روش‌هایم اشتباه بود.

یعنی برای کنکور 95 تصمیمات تازه‌ای گرفتی؟
در سال 95 دو کار را در برنامه‌ام گذاشتم. یکی این‌که بررسی آزمون را جدی گرفتم. من سال 94 آزمون‌ها را بررسی نمی‌کردم و با نوع اشتباهاتم آشنا نبودم و در جلسه‌ی کنکور نتوانستم خودم را مدیریت کنم و در دام سؤالات افتادم. کار دیگری که انجام دادم این بود که قبل از این‌که درس‌ها را شروع کنم تمام سؤالات کنکور 94 را روی کاغذ نوشتم و دوباره به آن‌ها جواب دادم تا متوجه شدم برای هر نوع سؤال، کتاب درسی را چگونه باید بخوانم. این کار یک هفته طول کشید تا من بتوانم روش‌هایم را پیدا کنم. مثلاً در فیزیک در سال اول از تست‌های مجموعه‌ای فرار می‌کردم و وقتی تستی زمان‌بر بود از کنار آن می‌گذشتم و سعی نمی‌کردم آن را حل کنم؛ اما سال بعد تصمیم گرفتم سؤال هر چه‌قدر هم زمان‌بر باشد با کمال آرامش آن را حل کنم و نکات آن را پیدا کنم.

یعنی می‌خواهی بگویی که زیاد به عمق مطالب توجه نمی‌کردی؟
من امسال سؤالاتی را که غلط می‌زدم چندین بار حل و نشان‌دار می‌کردم. من سال گذشته سؤالات را نشان‌دار نمی‌کردم و حتی نکته‌نویسی درست را بلد نبودم. روش من در سال بعد این بود که در برگه‌ای نکته و مبحث مربوط به آن را در کتاب درسی می‌نوشتم و سپس یک سؤال طرح می‌کردم و پاسخ آن را در پشت برگه می‌نوشتم. از این برگه‌ها هنگام مرور خیلی استفاده کردم. من سعی کردم نکته‌ را تبدیل به تست کنم تا آن را یاد بگیرم نه این‌که حفظ کنم.

تعداد غلط‌هایت چند بود؟
سال دوم 20 الی 25 غلط داشتم و برای این سؤال‌های خیلی وقت گذاشتم.

تفاوتِ نتایج دو کنکور 94 و 95 در هر یک از درس‌ها چگونه بود؟
فیزیک 94، 37 درصد؛ فیزیک 95، 57 درصد. ریاضی 94، 49 درصد؛ ریاضی 95، 59 درصد. شیمی 94، 27 درصد؛ شیمی 95، 60 درصد. ادبیات 94، 34 درصد؛ ادبیات 95، 76 درصد. عربی 94، 60 درصد و عربی 95، 76 درصد. دین و زندگی 94، 65 درصد؛ دین و زندگی 95، 86 درصد. فقط در زبان انگلیسی افت داشتم که در کنکور 94، 71 درصد زدم اما در کنکور 95 به دلیل مشکلی که برای مدادم پیش آمد و وقتم صرف آن شد، در کنکور 95، 46 درصد زدم.

روشی که در سال 95 در پیش گرفتی وقت زیادی از تو نمی‌گرفت؟

خیلی وقت می‌گرفت اما باعث شد درس‌ها را عمیق بفهمم. من برای زیست فقط یک کتاب تست داشتم و به سراغ کتاب‌های متعدد نرفتم و سعی کردم یک کتاب را خوب و عمیق یاد بگیرم. جالب است بدانید که ساعت مطالعه‌ام نسبت به سال گذشته تغییر زیادی نکرد اما فهمیدم که روش من اشتباه بوده است. من در سال 95 تصمیم داشتم درس‌ها را یاد بگیرم و دیگر به درصد و نتیجه فکر نمی‌کردم. شاید اگر نکات را از کتاب‌های دیگر یاد می‌گرفتم نکات بیش‌تری بلد بودم اما نکته‌هایی که خودم به آن‌ها رسیدم هیچ گاه فراموشم نمی‌شود.

این‌که یک سال دیگر برای کنکور بخوانی و تلاش کنی پیشنهاد چه کسی بود
؟
خواهرم خیلی کمک کرد. من بعد از اعلام نتایج برخلاف تصور خانواده‌ام، همه چیز را تمام‌نشده فرض نکردم و با تحقیق در مورد رشته‌ها تصمیم گرفتم برای هدفم که پزشکی بود دوباره تلاش کنم. من می‌دانستم که وقتی چیزی را بخواهم به آن می‌رسم. فقط از این نگران بودم که در این یک سال اتفاق غیر منتظره‌ای نیفتد. کسی که به موفقیت شک دارد موفق نمی‌شود و من شک نداشتم.

رفتن به مدرسه به دانش‌آموز نظم می‌دهد اما تو این امکان را نداشتی!
من برای مسائلی که راه‌حل دارد نگران نمی‌شوم. من در مورد مسائل غیر قابل پیش‌بینی نگران می‌شوم.

در میان فارغ‌التحصیلان موفق، نمونه‌ای بود که او را الگوی خودت قرار دهی؟

در شهر ما کسی بود که سال کنکور رتبه‌ی 3000 آورده بود اما سال بعد که دوباره شرکت کرده بود رتبه‌ی 55 شده بود. هر وقت آزمون را خراب می‌کردم یاد او می‌افتادم که او در شهر من و با موقعیت شبیه به من درس خوانده و موفق شده و من هم می‌توانم.

تفاوت اصلی برنامه‌ی یک فارغ‌التحصیل با یک دانش‌آموز در چیست؟
تفاوت اصلی آن‌ها در روش برنامه‌ریزی است. دانش‌آموزان تصور می‌کنند فارغ‌التحصیلان وقت بیش‌تری دارند در حالی که ساعت بیش‌تر دلیل بر بازدهی بیش‌تر نیست. یکی از نواقص من در نیم‌سال او این بود که چون فکر می‌کردم وقت بیش‌تری دارم تمرکزم کم شده بود اما در نیم‌سال دوم متوجه شدم و هم ساعت مطالعه‌ام را زیاد کردم و هم تمرکزم را.

تو سال اول با وجود شرکت در آزمون‌های کانون به هدفت نرسیدی. چه شد که برای سال دوم باز هم در آزمون‌ها شرکت کردی؟
من نیاز به برنامه‌ داشتم و بدون برنامه نمی‌توانم درس بخوانم. از طرف دیگر رقابت با دیگران انگیزه‌ی خوبی به من می‌داد.

چه پیشنهادی برای دانش‌آموزان دیگر داری؟

وقتی هدفی دارند فوراً اقدام کنند و بین فکر و عمل فاصله نیندازند تا دچار تنبلی یا ناامیدی نشوند. هر کس روش درست را پیدا کند نیاز به کارهای عجیب و غریب ندارد. حتی بهترین مشاوران وقتی به کار می‌آیند که فرد خودش را بشناسد و ضعف‌هایش را به مشاور بگوید. من سال اول وقتی سراغ مشاور رفتم هنوز خودم را نمی‌شناختم و از او انتظار داشتم که مرا بشناسد. سال بعد اول ضعف‌هایم را شناختم و بعد به دنبال راه‌حل آن نزد مشاور رفتم.

اکنون که دانشجوی پزشکی دانشگاه تبریز هستی، آیا از انتخابت راضی هستی؟

بله؛ در رشته‌ی پزشکی دانشجو خودش باید خودکار باشد و حتی اگر بهترین استادان هم درس بدهند تا وقتی دانشجو خودش تلاش نکند فایده‌ای ندارد. استادان یک سری مفاهیم کلی را درس می‌دهند و برای فهم بیش‌تر نیاز به تلاش خود دانشجوست. به نظرم وقتی دانشجو در دانشگاهی در محل زندگی‌اش تحصیل کند وقت بیش‌تری برای درس خواندن دارد.



سه شنبه 09 آذر 1395 - 13:57
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :


تماس با ما | قهرمانان پیشرفت / از رتبه‌ی چهاررقمی پارسال تا رتبه‌ی 60 امسال | بازگشت به بالا | پیوند سایتی RSS